 پیشبینیهای دیوید تامسون برای مراسم اسکار امشب
چه کسی به اسکار توجه میکند؟
onlycinema.ir -دیوید تامسون؛ ترجمه: سمیرا قرایی: هر وقت در جشنواره فیلم برلین یا همینجا در خانهام در کاليفرنیا، با افرادی که دستی در فیلم ساختن دارند یا فیلمبین هستند، ملاقات میکنم، همه میگویند: «آیا واقعا کسی هست که همچنان به اسکار اهمیت بدهد؟» این جایزه در دهه 20 میلادی، توسط هالیوود به عنوان بهانهای برای ارتباط دنیای تجاری و کمپانیها با مخاطبها پایهگذاری شد.

آکادمی علوم و هنرهای سینمایی دههها نفوذ و قدرتی بیچون و چرا داشت، نفوذی که سبب میشد هم مخاطبان، هم جامعه فیلمساز و هم منتقدان براساس آن نه تنها بر سر نامزدهای برگزیده سال، بلکه بر سر برندگان نیز توافق کنند. تا دهه 90 میلادی در انتخابها اتفاق غافلگیرکنندهای نمیافتاد اما بعد همه چیز خراب شد. هالیوود توانش در ساختن فیلمهای خوب و بدنهای را از دست داد و بخش اعظم رایهای آکادمی (حدود شش هزار رای) بهشدت متوجه فیلمهای مستقل و خارج از بدنه اصلی سینمای هالیوود شد.
آکادمی هر سال برای پخش مراسم اسکار با شبکه تلویزیونی ایبيسی قراردادی میبندد و بودجه خود را از همین راه تامین میکند. مبلغ قرارداد به تعداد واقعی بینندگان مراسم بستگی دارد که آن هم به نوبه خود قیمت آگهیهای بین برنامه را تعیین میکند. بحران آکادمی از زمانی شروع به بیشتر شدن کرد که در سالهای اخیر به سراغ فیلمهایی رفت و فیلمهایی را نامزد عنوان بهترین فیلم سال کرد که افراد زیادی آنها را ندیده بودند. نامزدهای بهترین فیلم سال اسکار در سال 2007، فیلمهای بابل، درگذشتگان، نامههایی از ایو جیما، میس سانشاین کوچولو و ملکه بودند. سه فیلم از این پنج فیلم، فیلمهای جمع و جور، مستقل و خوبی بودند. دو فیلم دیگر نه. علاوه بر این، جایزه بهترین بازی نقش اول مرد به فارست ویتاکر برای فیلم «آخرین پادشاه اسکاتلند» رسید و باقی جوایز به هلن میرن برای «ملکه»، آلن آرکین برای «میس سانشاین کوچولو» و جنیفر هادسن برای «دختران رویایی». تنها جایزه آخر بود که نصیب یک فیلم پرفروش شد.
سال بعد همه چیز بدتر شد. نامزدهای بهترین فیلم سال، فیلمهای «تاوان»، «جونو»، «مایکل کلایتون»، «جایی برای پیرمردها نیست» و «خون به پا خواهد شد» بودند. خیلی از منتقدان آن زمان حس کردند که آن سال برایشان سال خوبی است اما مخاطبان چندانی آن فیلمها را ندیده بودند، پس پای برنامه شوی تلویزیونی مراسم هم ننشستند.
سال گذشته نامزدها «مورد عجیب بنجامین باتن»، «فراست/ نیکسون»، «میلک»، «کتابخوان» و «زاغهنشین میلیونر» بودند. فیلم آخر برنده شد (چند سال قبل کسی حتی نمیتوانست فکرش را بکند که چنین فیلمی برنده شود) به خاطر آنکه سرگرمکننده بود و نو و متفاوت، مخاطبان آن فیلمهای دیگر نیز مخاطبان بیشماری نبودند. خیلی از افراد متوجه غیاب «شوالیه تاريکی» در فهرست نامزدهای بهترین فیلم سال شدند، فیلمی که آن سال بین مخاطبان رتبه اول را برای خود دست و پا کرده بود.
باید اتفاقی میافتاد. قرارداد آکادمی با تلویزیون برای پخش زنده مراسم تا سال 2014 تمدید شده و این مراسم با ناامیدی در پی آن است که احیا شود البته مهمترین چیزی که در این میان باید احیا و تمدید شود، قرارداد هالیوود با مخاطبانش است. در مدیریت آکادمی تغییراتی رخ داده (سید گنیس رفته و جای خود را به تام شراک داده.) شراک کسی است که ایده اعلام نام 10فیلم به عنوان نامزدهای بهترین فیلم سال را مطرح کرد (به جای پنج فیلم). اتفاقی که پیش از این در سال 1943 افتاده بود (سالهایی که فیلمسازی در هالیوود پیش از هر زمان دیگری به کار تجارت شبیه شده بود) و قرار بود مخاطبان بیشتری را درگیر ماجرا کند.
این طرح از همان ابتدا بیپایه و براساس حدس و گمان به نظر میرسید، اما حاوی یک پیغام بود، پیغامی از آکادمی به اعضایش: یالا، خودتونو جمع و جور کنید، یا مخاطب رو بیشتر کنید یا افتادیم تو دردسر. فیلمهايي که امسال نامشان بر تابلو بزرگ شکل خواهد گرفت از این قرار هستند: «آواتار»، «نقطه کور»، «District 9»، «آموزش»، «The Hurt Locker»، «بيآبروهاي لعنتي»، «پرشس»، «مردی جدی»، «بالا»، «آن بالا در هوا».
در مورد این انتخابها میتوانم بگویم: این «بيآبروهاي لعنتي» بالاخره تارانتینو را وارد بازی کردند که میتواند جالب باشد، «District 9» مستحق این است که سرت را به نشانه تایید برایش بالا و پایین کنی، «بالا» از آن انیمشینهای خوب است، در حالی که «پرشس»، «آن بالا در هوا» و «آموزش» را خیلی بیشتر از آنچه باید تحویل گرفتهاند.
«The Hurt Locker» نامزد بسیار با ارزشی است و «مردی جدی» نیز بهترین فیلم امسال است. میماند «آواتار» و «نقطه کور». اول از همه بگویم که «آواتار» جان آکادمی را نجات داد. نه تنها پرفروش بود بلکه پرفروشترین بود و بگویم که من از آن جمله منتقدانی بودم که پیشبینی کرده بودم این فیلم هرگز به چنین جایگاهی در گیشه دست پیدا نخواهد کرد. خب ظاهرا قرار بوده یک بار دیگر شاهد سال جیمز کامرون باشیم (مثل سالی که تایتانیک نامزد بود) و برای فیلمی جشن بگیریم که خود را به رخ میکشد و میگوید: «هی نگاه کنید فیلمها همیشه شوهای احمقانه سبک بودند.» اما هر چه رقم فروش بالاتر میرود، انگار باد بیشتری از بالن آواتار خارج شده و تندتر از ارتفاعات پایین میآید. حتی دوستداران فیلم به خاطر «داستان» آن معذرتخواهی میکنند. نمیتوان تصور کرد که فیلمی با این همه هزینه، اینقدر زود انرژی خود را از دست بدهد. در مجموع هیچکس نمیتواند این احتمال را نادیده بگیرد که رایدهندگان و داوران اسکار به آرامی بگویند: «شاید شما فکر کنید ما دیوانهایم، اما خیلی هم مطمئن نباشید، ما آنقدری عقلمان میرسد که بفهمیم «The Hurt Locker» از آواتار فیلم مهمتری است و احتمالا بیشتر لذت خواهیم برد اگر جایزه را به یکی از همسران سابق و از رده خارج کامرون بدهیم.»
خب آیا «The Hurt Locker»، فیلم خانم بیگلو، میتواند موفقیتهایش در مراسم جایزه بفتا را تکرار کند، حتی اگر یک پنجاهم آواتار نیز فروش نکرده باشد؟ من فکر میکنم میتواند اما حاضرم شرط ببندم که سر جایزه بازیگری رایدهندگان سلیقه عامه مردم را بیشتر لحاظ کنند. در نتیجه برخلاف جایزه بفتا، خانم ساندرا بولاک، اسکار را خواهد گرفت، چرا که او سال گذشته دو فیلم مهم داشت، یک هالیوودی قدیمی است و اینکه محبوب است. از آنطرف هم بعید میدانم، کالین فرث یا هر کس دیگری مقابل جف بریجز شانسی داشته باشد. خودم به عنوان یک طرفدار دو آتشه بریجز میگویم که او در سالهای گذشته دهها فیلم بازی کرده که خیلی بهتر از فیلم «قلب دیوانه»اند اما بریجز هم مانند بولاک است. یک حرفهای وفادار است و مردم دوستش دارند. در واقع او بازیگر خیلی خوبی است، آن هم به شیوه رابرت میچامیاش که مدام گوشزد میکند: مراقب باش نفهمند داری بازی میکنی.
هر کسی، هرچقدر هم از بازیگری سرش شود، میداند که مریل استریپ باید برنده شود، حتی اگر رفتار او در جایزه گلدن گلوب بهگونهای بود که انگار میخواست بگوید: «تو رو خدا امسال به من کاری نداشته باشید.» روزی روزگاری بود که مراسم اسکار بزرگترین شب آمریکایی را میساخت. حالا، فیلمها، جوایز و لباسها همگی تنها مدت زمان کوتاهی بر سر زبانها میمانند.
منبع: تهران امروز
کلمات کليدي :
|